تا حلا متوجه رفتار دو گانه و دو شخصیتی محمد(پیامبر اسلام) پیش از حجرت وپس از حجرت شدین (حجرت به مدینه)
رفتاری که به روشنی در قرآن نمایانه البته منظورم این نیست که قرآن والله تحت تاثیر محمد هستند و یا محمد این کتاب رو به کمک ذهن خودش نوشته (خودآگاه یا نا خودآگاه)
پرده اول (محمد پیش از حجرت به مدینه)
با فردی طرف هستیم عابد وزاهد که حتی برای برقراری دین خدا از اجبار دوری میکنه وحتی زمانی که به او بی احترامی میشه باز هم چیزی از در گیری وشمشیر نمیگه
آدمی که در تمام این دوران به یک زن قناعت میکنه زنی که حکم مادر همسر و حامی مالی اون رو داره اون هم در عربستان که هیج زنی برای ازدواج متعدد همسرش ناراحت نمیشه !
در این دوران محمد نماد کاملی از یک قدیس و انسان زاهد به نظر میاد.
در این دوران میشه این زیبائی و معنویت رو حتی در قرآن نیز مشاهده کرد در سوره هائی که بیشتر جنبه ارشادی دارند وگاهی بیشتر شبیه اشعاری زیبا هستند (فاطر/ یس / النجم / و....) که درآنها استفاده از اجبار وزور مشاهده نمیشود
در این دوران به نظر می آید که محمد به هدایت وارشاد اقوام خود و سکنه مکه قانع میباشد (الانعام آیه 92/الشعرا آیه 214)
پرده دوم (محمد پس از حجرت به مدینه)
در این دوره محمد رسول کم کم به محمد حاکم مبدل میشه
فردی که همیشه از جنگ رو گردان بوده نه تنها حکم جهاد میده بلکه خودش در صف اول می ایسته
فردی که دامنه رسالت خود را به مکه محدود کرده بود حالا کل جزره عربستان و بلکه کل دنیارا با شمشیر به اسلام دعوت میکند !!! دراین زمان است که محمد به حکم قرآن دستور قتل کفار را میدهد تاجائی که با ذلت به پرداخت خراج (جزیه)راضی شوند.(التوبه آیه29)
ودر همین دوران او که در تمام این سالها(28سال) به خدیجه وفاداربود ولی ناگهان پس از مرگ او عایشه 7 ساله را خواستگاری میکند که ازدواج آن دو به دلیل کودکی عایشه به دو سال بعد موکول میشود در واقع محمد در مدینه حدود 20 زن ازدواج میکنه که برخی عقدی برخی به صورت هدیه(4زن) بودند وجالب اینجاست که محمد که سنبل عدل است به حکم قرآن نیازی به رعایت عدل بین زنان خود نمیبیند (الاحزاب آیه 51)
(این تعداد ازدواج را نمیشود به پای ازدواجهای مصلحتی برای تحکیم پایه های اسلام نوشت هرچند که برخی از این ازدواجها از این دسته بودند که اگر منصفانه بنگریم همانها برای آن مرد ساکن مکه کافی بود.)
این دگرگونی رفتار حتی در قرآن هم مشاهده میشه که نماد روشن اون در سوره های التوبه والنسا به چشم میخورد
در واقع در سوره های مدنی بر خلاف سوره های مکی احکام جزائی و حکوتی اسلام نازل شده درست چیزی که محمد برای حکومت به آنها نیاز داشت احکامی برای مجازات گناه کاران برای صدور حکم جنگها و ........ !!!
به نظر من در این دو دوره این محمد که بسته به شرایط داره دگرگون میشه که چون به گفته خودش فقط یک انسانه ولی این دگرگونی در قرآن چه معنی میتونه داشته باشه ؟
آیا این محمد که داره مسیر حرکت قرآن رو تاعین میکنه ؟
ویا واقعا الله داره راه رو برای محمد رنج کشیده که حالا به قدرت رسیده هموار میکنه تا محمد درد یتیمی فقر و رنجهای مکه از محمد دور شود ؟
یا ..........
تا بعد |