قرآن کتاب مقدس مسلمانان است که به گفته خالق آن کلام خداوند میباشد و به واسطه فرشته ای به نام جبرئیل بر قلب محمد نازل شده است
هرچند به گمان من پارسی زبانان این کتاب را میشناسند و دست کم نام آنرا شنیده اند
ولی آنچه را که میخواهم در این چند خط به آن اشاره کنم چیز دیگری است
باتوجه به اینکه علمای دین اسلام قرآن را کتابی برای تمام زمانها میدانند ولی به نظر میرسد که گاهی وقتها محمد این موضوع را فراموش میکند و دست به کار خلق آیاتی میشود که نتنها گره از کار آیندگان باز نمیکند بلکه در همان زمان نیز برای مردم کاربردی نداشته است
این آیات بیشتر برای رفع نیازهای شخصی محمد فرود آمده اند مثل :
آیاتی در باب رفتار محمد بازنانش و زنانش با محمد و استثنا در تعداد زنان که در بیشتر موارد تنها در مورد محمد صادق میباشند
آیات 28 تا 34 احزاب رفتار زنان محمد که فقط در مورد زنان محمد صادق است
آیات 50 تا 53 احزب که در آن در مورد رفتار جنسی و نوبت همخوابگی محمد وزنانش بحث میشود رفتاری که خواص محمد میباشد
آیات 1 تا 5 حجرات که رفتار مسلمین در حضور محمد را آموزش میدهد (که بعد از مرگ محمد کاربردی ندارد)
آیه 62و 63 سوره نوربازهم رفتار مسلمین در حضور محمد را آموزش میدهد
آیه 53 احزاب تشریفات ورود مسلمین به خانه محمد و غذا خوردن در حضورش و ........ منع ازدواج با زنان محمد که همگی اکنون مرده اند !!
با ید توجه داشت که آیاتی از این دست در قرآن بسیار میباشد
آیاتی که در پاره ای از موارد برای برای رفع نیازهای آنی محمد خلق شده اند (جریان ماریه و حصفه – جریانی در باب اختلافت درونی حرمسرای محمد)
بعد از خواندن این آیات و آیه هائی از این دست فکری عجیب در باب این کتاب و رسول آن به فکر میرسد
که یا الله موجودی دست پروده ذهن محمد است که مجبور است مردم جهان را رهاکند و محمد و زنانش را آشتی دهد و سفارش کند که مسلمین چنان و چنین کنند که دل محمد را بدست بیاورد
ویا اینکه محمد دور از چشم الله در کلام او دست برده تا کار خویش را پیش برد
که در هر دو صورت حداقل از قداست این کتاب میکاهد |