چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
  
 نقد دین





 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 15983


 
دوشنبه 21 شهریور ماه سال 1384
اسلام واقعی چیست ؟

امروز از تو دوست عزیز چند سوال ساده دارم .

اول اینکه

اسلام واقعی چیست ؟

و بعد اینکه

با فرض اینکه برداشتهای متفاوتی از اسلام وجود

 داشته باشد کدام یک بر دیگری برتری دارد؟

در اصل از اونجا که در بیشتر موارد وقتی که در مورد اسلام و ایرادهائی که از نظر من داره با کسی بحث میکنم معمولا یک جواب در آخر کار به من میدن (البته اگر که طرف مفابل یا فانع نشده باشه ویا از اون دسته آدمهائی باشه که در کل گوشدادن به حرفهای من رو گناه بدونه !!!!)

 و جواب اینه که : ای آقا تو مشکلت اینه که از اسلام از اسلام واقعی آگاهی نداری و یا اینکه شما اسلام خمینی و طالبان  رو با اسلام محمد اشتباه گرفتی و این ایرادات به قرائت اصلی از اسلام وارد نیست .

حالا من در این چند خط سعی میکنم که که به صورت یک فهرست کوتاه از چند واقه از صدرایلام و زمان محمد نام ببرم و سعی کنم که کمتر از نضرات خودم توی این چند خط استفاده کنم.

با این امید که اینبار کسی نگه که ای آقا محمد اشتباه کرده و این ارتباطی به اسلام ندارد.

اول اینکه محمد وقتی قدرت گرفت به سرعت تمام یهودیان مدینه را از مدینه بیرون کرد و آنهائی که مقاومت کردند را کشت به اینترتیب که :

در مرحله اول طایفه یهودی بنی قینقاع را از مدینه اخراج کرد و اموال انان را که زرگر بودند را به بهانه دفاع از حقوق یکی از زنان مسلمان تصرف کرد .

در مرحله دوم طایفه یهودی بنی النضیر را از مدینه اخراج کرد و اموال ودارائی آنهارا تصرف کرد.وبرای بیرون راندن آنان حتی نخلستانهای آنان را به آتش کشید (کاری که در آن زمان بسیار ناپسند بود) و در آخر پس از اینکه این طایفه بنی النضیر تسلیم شدند محمد فقط به آنان اجازه داد که فقط می توانند فقط بخشی از دارائی خود را ببرند که بر پشت شترانشان میتوانند حمل کنند.

در آخرین مرحله محمد کار طایفه بنی قریظه را یکسره کرد . بدین ترتیب که بعد از تسلیم این طایفه بعد از نبرد گفتند که قبول میکنند تمام دارائی خود را بدهند و با دست خالی مدینه را ترک کنند ولی محمد دستور داد که سعد ابن معاذ که از دشمنان این طایفه بود در مورد ایشان قضاوت نماید (در اینجا اصل بی طرفی قاضی کاملا نادیده گرفته شد)  به حکم این قاضی عادل! که از سوی محمد امین! به قضاوت نشسته بود قرار بر این شد که تمام اموال این طایفه بین مسلمین تقسیم شود تمام مردان این طایفه اعدام شوند و زنان و بچه هایشان به عنوان برده فروخته شوند . (در این میان ریحانه که دختر زیبائی بود به محمد رسید)

این تنها بخشی از رفتار محمد با همپیمانان سابقش بود.

و لازم است بدانید تمامی این کارها در قرآن آمده و مورد قبول واقع شده و هیچ کدام نکوهش نشده است .

این گونه رفتارها حتی از مردمان وحشی آن دوران عربستان هم بعید و ناپسند بود اسلام و خدای محمد که جای خود دارند.

حالا اگر شما نظر دیگه ای دارید و عقیده داری که این کارها صحیح بوده فقط به خودتون ارتباط داره ولی فقط سعی کنید این بار اگر کسی گفت که اسلام دین وحشی گری و بی بنیانی است به او نگویید که تو با اسلام آشنائی نداری و این که تو می گوئی اسلام طالبان و خمینی است و اسلام ناب محمدی چیز دیگری است.

 

                                                                                   تا بعد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها