چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
  
 نقد دین





 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 15986


 
چهارشنبه 26 بهمن ماه سال 1384
دعا

دعا

تا حال دعا کردین ؟

حالا هر مدل و به هر زبانی که باشه تفاوت چندانی نداره فقط یک سوال دارم  و سوال من اینه که دعا در انجام کار شما چه تاثیری داره ؟ (البته به تاثیر روانی این عمل کاری ندارم چون این یک بحث روانشناسی است )

طرف صحبت من آدمهایی هستند که باور دارند با دعا کردن نذر کردن و این دسته از کارها میشود در کارها موفق شد. آدمهایی که باور دارند با دعا کردن میشود از نیروهای متافیزیکی در راه رسیدن به هدف استفاده کرد.

به نظر من این دسته رفتارها فقط ریشه در خرافات و نادانی افراد داره .

یک مثال ساده برای این حرف دارم .

این بار به جای اینکه دعا کنید که خدا برای موفقیت در فلان کار به کمک شما بیاد دعا کنید که من (راوی ) به کمک شما بیام اگر به شما کمک کردم و شما موفق شدید که نشانه رحمت بی پایان من است ولی اگر هرچه گریه و زاری کردین و دعا کردین من هیچ کمکی به شما نکردم و حتی کار از قبل هم خراب تر شد نگران نشین چون این حتما از حکمت و دانش بی پایان من بوده چون من بهتر از شما صلاح کار و زندگی شما رو میدونم !

این خلاصه کاملی از قرارداد خدا با بندگان بی پناهش بود البته من نیازی به پرستش و عبادات شما ندارم برخلاف دیگر خدایان !

حالا دیگه انتخاب با شماست که بازهم به درگاه خدایان دعا کنید یا با تمام توان تلاش کنید تا موفق شوید بدون دعا .

تا بعد

 

 


 
سه شنبه 18 بهمن ماه سال 1384
حسین

   این حسین کیست که جانها همه دیوانۀ اوست ؟

تا حالا فکر کردین که آیا ارزش این همه تو سر زدن داره  یا نه؟ ,  مگر نه اینکه کاری که حسین انجام داد کار جدیدی نبود و قبل و بعد از حسین هم آدمهای معمولی بدون چشم داشت به پاداش خارج از هاله قداست و هر چیز دیگه ای مثل فرمان خدا و .... فقط برای دفاع از عقیده و شرافتشون به چنین کارهائی دست زدن و جونشون را از دست دادن ؟

از دار آویخته شدند , زیر تیغ جلاد رفتند , جلوی جوخۀ آتش ایستادند, دوئل کردند, با هواپیما خود را به کشتی دشمن کوبیدند و ... ولی چه کسی را دیده اید  که اینگونه برای اینان عزاداری کنند و هر لحظه به عظمت کارشان بیفزاید .

آیا تا حالا فکر کردین که این عزاداری ها آیا سودی هم داره ؟ و اگر سودی داره این سود فقط برای روحانیون شیعه , مداحان و گروهی که از حماقت مردم استفاده میکنند نیست ؟

آیا از این بازی شما هم چیزی بدست می آورید ؟

اگر نه چرا هنوز به آن ادامه میدهید ؟

به نظر من بهتره که به جای اینکه وقت خودتون رو برای شنیدن افسانه یک مرد عرب تلف کنید بهتره یک بار فکر کنید این عزاداری  اون هم بعد از این همه سال چه سودی براتون داره ؟

تا بعد                      


 
شنبه 15 بهمن ماه سال 1384
ارینب و حسین و یزید

بخشی از کتاب « پژوهشی در زندگی علی »  نوشته دکتر آله دالفک

داستان ارینب و حسین و یزید 

حسین پسر دیگر علی همچون برادرش حسن و نیایش محمد جان خود و گروهی را  در راه هوسبازی و دلدادگی بر زنی زیبا بنام ارینب از دست داد.

ارینب که زنی بس زیبا و همسر مردی بنام عبدالله سلام بود در نخستین دیدارش با یزید پسر معاویه توانست او را دلداده خویش سازد. در پی این دلدادگی و دیدارهای پنهانی و خواندن سروده ها و نامه های دلدادگی یزید٬ بر آن شد که از همسرش عبداله جدا گردد و به همسری یزید درآید٬ ولی جدا شدن از عبدالله چندان آسان نمی نمود و به تنهایی نمیتوانست این سد را بشکند(۱)

یزید که سخت دلباخته ارینب شده بود نگریز گردید پدرش را از این رویداد آگاه سازد. زمانیکه معاویه دانست پسرش دلداده زنی شده است که همسر دارد به سختی برآشفت و خواسته اش را رد نمود و پایداری کرد.

سرانجام با پادرمیانی دور و بریها باین پایه رسیدند که اگر دختر معوایه تن بهمسری با عبدالله همسر ارینب بدهد و عبدالله نیز دست از ارینب بردارد و از او جدا گردد که راه همسری یزید گشوده شود۲ دشواری از میان برداشته خواهد شد.

پس از اینکه عبدالله از چگونگی آگاه میشود و با بررسی سرانگشتی درمیابد که پس از همسری دختر معاویه میتواند بر بسیاری از بلندپروازیهایش دست یابد همدلی خود را ابراز میدارد و بخواستگاری دختر معاویه مشتابد. معاویه در برابر خواسته او میگوید این دختر من است که باید پذیرش خود را به آگاهی من برساند و شما میتوانید با دخترم بگفت وشنود بنشینید.

عبدالله بیاری دوستانش بدیدار دختر معاویه میرود و از او خواستگاری مینماید. دختر معاویه که از همه چیز آگاهی داشت به عبدالله پاسخ میدهد که نمیتواند همسر مردی باشد که زن دیگری هم دارد. چنانچه او زنش را «سه طلاقه» گوید٬ او به همسری عبدالله خواهد درآمد.

با این پذیرش عبدالله بهمراه ابوهریره و ابودردا به نزد دادگاه(قاضی شرع) دمشق میروند و ارینب را سه طلاقه میگوید که آندو نیز گواهی میدهند. پس از آنکه یزید همه دشواریهای بر سر راه دستیابی بر ارینب را از پیش پای خود برمیدارد٬ معاویه فرمان اروسی(عروسی) شاهانه را برای تنها پسرش میدهد و فراخوانیها بسیار از سراسر کشورهای زیر فرمان اسلامی مینماید.

فراخوانده شدگان با پیشکشهای بیشمار و چشمگیری از هر گوشه و کنار راهی پایتخت میشوند و کاروانی باشکوه برای آوردن اروس(عروس) روانه میگردد و چشمها برای رسیدن اروس زیبا براه مینمانند.

در چنین هنگامی حسین پسر علی که پیروانش او را بنادرست همسر شهربانو دختر یزدگرد سوم شناسانده اند(۲) و آمده است که پنجاه سال را پشت سر نهاده و دارای « صورتی کشیده و دهانی نسبتا فراخ با ریشی اندک٬‌دو رشته گیسوی بافته شده از جانب چپ سرش بر سینه اش افتاده٬ در مشحمه گوش راست او سوراخی بود که از طفولیت گوشواری در آن دیده میشد و فراز گوش چپ سوراخی دیگر....»(۳)٬ برای بر هم زدن این اروسی نخست با فرستادگان معاویه دیدار و سپس خود را شتابان به نزدیکی جایگاه زندگی ارینب میرساند و با فرستادن نمایندگانی نزد او و با پیمان باز پس گرفتن رهبری از معاویه در این جهان و بهشت در جهان دیگر آن زن هوسباز را از راه بدر میبرد و از زناشویی با یزید بازمیدارد و بجای رفتن به کاخ باشکوه معاویه او را به خانه خود میکشاند و بجرگه دیگر همسران خویش درمی آورد.

در پی این بازی بچگانه و بازگشت کاروان بی اروس و آگاهی یافتن از گول خوردن ارینب و رفتن او به خانه حسین٬ جشن باشکوه معاویه بهم خورد و فراخوانها بازگشتند و شرمساری بزرگ و بی پیشینه ای برای رهبر مسلمانان ویش آمد که نمونه آن را جهان تا بامروز بیاد ندارد.

معاویه که مردی دوراندیش و با خرد بود با خونسردی این سرشکستگی را پذیرفت و از هر گونه واکنش خودداری نمود و راه واکنش یزید را هم بست. سرانجان هوس زودگذر ارینب این بود که بزودی در خانه حسین از چشم او افتاد و همچون دیگر زنان شد. از جوان با آن شکوه و توانایی چون یزید سر باز زده که همسری نیز نداشت و بخانه مردی رفته است که دارای همسران و کنیزان بیشماری نیز هست. 

پایان این هوس زودگذر٬‌اشک و آه و رهایی او و رویداد کربلا را در پی داشت که سر و جان حسین و خانواده و مشتی برده نگون بخت در این رهگذر بر باد رفت که دین فروشان بی آزرم از آن بهره برداری نادرست نموده و رنگ دینی داده اند تا مردم را همچنان گمراه و بازار پول درآوری خود را گرم نگاهدارند.

بن مایه ها

۱ – دفتر زندگانی حسین نوشته زین العابدین رهنما پوشینه نخست فصل هفتم برگهای ۳۸ تا ۴۲ – ۵۵- ۵۶ – ۸۲ – ۸۵ – ۸۶ – ۸۷ – ۸۸ – ۸۹ – ۱۰۷ تا ۱۱۰ – ۱۱۲ تا ۱۱۴ –۱۶۰ تا ۱۶۲ – از ۲۱۵ تا ۲۲۱.پوشینه دوم و از برگ پنجم همین دفتر بویژه سطر ۱۹ نوشته دکتر پرهام.

در برگ ۳۳۱ حسین پس از جدا شدن از ارینب به عبدالله همسر پیشین او میگوید: « از این تاریخ او دیگر زن من نیست و پس از چند ماهی بتو تعلق خواهد یافت.» آن جند ماه زمان عده شرعی زنان طلاق داده شده است که مبادا از همسر پیشین بجه ای در شکم داشته باشند. شگفتی آور است که حسین با گفتن این فراز او دیگر زن من نیست٬ پس از جدایی چند ماه دیگر میتواند همسر او باشد٬ یعنی که با او همخوابه شده ام. باز دکانداران دین فروش بهره مند از دروغگویی و میگویند حسین دست ببدن ارینب نزده است. 

۲-  دفتر زندگانی حسین نوشته زین العابدین رهنما پوشینه نخست برگهای ۱۶۲ تا ۱۷۱ که آمده است حسین پس از مشورت با شهربانو بخواستگاری ارینب رفت. 

۳- دفتر زندگانی حسین نوشته زین العابدین رهنما پوشینه نخست برگهای ۱۵۷ – ۱۵۸ از ناسخ التواریخ شرح حال سید الشهدا پوشینه ششم برگ ۵۵.

نقل از سایت درفش کاویانی

http://www.derafsh-kaviyani.com


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها