چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
  
 نقد دین





 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 15977


 
پنجشنبه 2 شهریور ماه سال 1385
علی

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

 

این بیت به اندازه ای مشهوره که شاید بشود گفت که همه یک بار شنیدنش . (البته در قرآن هم به این مورد اشاره شده )

در مقابل جریان درخواست کمک عقیل برادر تهیدست و نابینای علی را نیز که شنیده اید که زمانی که از علی خواست به او مقدار بیشتری گندم بدهد علی آهن گداخته ای را در کف دست او نهاد !

در صحت هر دو روایت  هیچ  کدام  از محققین  اسلامی شک ندارند ( من که ندیدم !)  

آیا این رفتار دوم علی شایسته فردی بخشنده میباشد ؟

آیا این بهتر نبود که علی بجای آهن گداخته بخشی اندک از دارایی فراوان خود را ( که از راه جنگهای بی شمار با عربهای غیر مسلمان و یهودیان ساکن مدینه بدست آورده بود ) به این برادر نابینا و فقیر خودش میبخشید تا هم آموزش رعایت مساوات را داده باشد و هم کرم و رحمت را آموزش دهد !

نظر شما در این مورد چیه ؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها