چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
  
 نقد دین





 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 16001


 
جمعه 3 فروردین ماه سال 1386
چرا

 

چرا بیشتر مردم دوست دارند جزو یک گروه مذهبی باشند ؟

چرا این امکان را به خود نمیدهند که خود باشند ؟

چرا با ید حتما از یکی از خدایانی که پیش از ما اختراع شده اند دستور بگیرند ، بترسند و کمک بخواهند ؟

آیا نمیشود الله ، یهوه ، پدر آسمانی ، ایزد ، ... و تمام خدایان دیگر را فراموش کرد و یک زندگی راحت و بدون وحشت ارباب سنگدل را  تجربه کرد ؟

چرا باید از فراموش کردن چیزی که و جود ندارد (این نظر من است ) وحشت داشت ؟

چرا بیشتر مردم دانسته یا ندانسته خود را به یک گروه دینی و مذهبی وابسته میدانند ؟ و چرا وقتی تصمیم میگیرند مسلمان نباشند باید مسیحی شوند (چیزی که این روزها در ایران زیاد دیده میشود ) و اگر از یهودی بودن خسته میشوند باید  زرتشتی شوند ؟

اگر الله دروغ گفته پدر مقدس نمیگه !!!!

اگر یهوه کمکی نکرد حتما الله کاری میکند !!!! چرا تلاش نمیکنیم از فکر خود استفاده بیشتری کنیم ؟

چرا در یک دسته بودن برای بیشتر مردم به این اندازه اهمیت دارد  ، مگر فراموش کرده اید که یگانه بودن و تنهائی این خدایان یکی از برتریهای آنان و نماد بزرگی آنان است ؟

گذشتگان این خدایان را براساس ایده ال  خود خلق کردند و فرزندان آنان رفته رفته به بزرگی آنان افزودند . این فرزندان امروز از آفریده خود هراس دارند .

چرا بیشتر مردم اطراف ما این سوالات را کمتر از خود میپرسند ( شاید هیچ وقت نپرسند ) ولی تو بپرس .

همین حالا بپرس .

تا بعد.         

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها