به اطرافت نگاه کن چطور میتوانی بگوئی خدائی نیست !
من با اطمینان میتوانم بگویم که این جمله را همه شما دست کم یک با شنیده اید .
این جمله همان اندازه منطقی است که این جمله :
به اطرافت نگاه کن چطور میتوانی بگوئی خدائی هست !
با نگاه کردن و توجه بیشتر به اطراف خدائی دیده نمیشود پس به نظر میرسد جمله دوم به حقیقت نزدیکتر باشد؛ تنها برتری جمله اول در این نکته است که زودتر و بیشتر تکرار شده.
در کل دلایل وجود خدا معمولا بر همین اساس هستند یعنی به اندازه ای تکرار و شنیده شده اند که گروه بسیار بزرگی از مردم بدون اندیشیدن و بدون چون و چرا این دلایل را پذیرفته و برای دیگران تکرار میکنند و ندانسته به رواج این دسته از جملات و دلایل پوچ ادامه میدهند .
این دسته معمولا پیش از اینکه به اطراف نگاه کنند و ببینند که خدائی وجود دارد یا نه خدا را باور میکنند سپس به اطراف نگاه کرده و میگویند این جمله جان مرا روشن کرد و جمله دیگری در تصدیق جمله اول میگویند .
در چند قرن اخیر اکثر دلایلی (تمامی دلایل ) خداپرستان به وسیله آنها در تکاپوی اثبات خدا بودند پس از به چالش کشیده شدن توسط متفکرین و دانشمندان رد و بی اعتبار گردید ولی متاسفانه هنوز هم گروه بیشماری از مردم بی توجه به منطق و دلیل بدون نگاه کردن به اطراف در جستجوی یافتن خدا هستند . شاید این دسته از مردم از خویشاوندی با میمون – بر اساس نظریه داروین - شرم دارند و بیشتر میپسندند که خلیفه خدا بر زمین باشند هرچند که دلایل داروین دیدنی تر و منطقی تر است .
تابعد |