من هر وقت به این داستان آدم و حوا فکر میکنم به نظرم میرسه که جالب تر از دفعه پیش به نظر میرسه نمی دانم شاید به این دلیل باشه که خیلی ساده بعد از خواندن این داستان اولین چیزی که توجه من را به خود جلب میکند این نکته باشد که خدایان سامی از ابتدا با عقل دشمن بودند ، فقط به دنبال خودنمایی بودند و هیچ اعتراضی را نمی پذیرفتند.
شاید بد نباشد بخشهایی از این داستان قدیمی را بار دیگر با هم برسی کنیم .
( با توجه که منشأ این داستان تورات میباشد بهتر دیدم از این کتاب به عنوان منبع استفاده کنم )
1 پیدایش
در ابتدا خدا شروع به آفرینش جهان میکند که پنج روز به طول می انجامد در روز ششم انسان را می آفریند که شبیه خود اوست ، پس از فرارسیدن روز هفتم روز اتمام کار است خدا در این روز دست از کار میکشد و به آنچه ساخته مینگرد.
" خدا روز هفتم را برکت داد ، آن را مقدس اعلام فرمود ، زیرا روزی بود که خدا پس از پایان کار آفرینش ، آرام گرفت . به این ترتیب آسمانها و زمین آفریده شد. " [پیدایش/2/3و4]
2 آدم و حوا
پس از ساختن انسان ، انسان را زنده میسازد و در باغ عدن واقع در شرق زمین قرار میدهد و او را غرق در نعمت میکند و او را به نگهبانی و نگهداری باغ می گمارد.
در مرحله بعدی به این نتیجه میرسد که آدم تنهاست پس تمام حیوانات را نزد آدم می آورد تا آدم بر هریک نامی نهد ، اما برای او یار مناسبی یافت نمی شود. در مرحله بعدی آدم را به خواب عمیقی فرو برده و یکی از دنده های او را بر میدارد تا برای ساختن حوا از آن استفاده کند.
" آدم و همسرش ، هرچند برهنه بودند ، ولی احساس خجالت نمی کردند. " [پیدایش/2/25]
3 سقوط انسان
" مار از همه حیواناتی که خداوند به وجود آورد ، زیرکتر بود. " [پیدایش/3/1]
سپس مار از هوا پرسید که آیا حقیقت دارد که شما اجازه خوردن میوه های باغ را ندارید؟ و زن در پاسخ میگوید ما مجاز هستیم از تمام میوه های باغ استفاده کنیم جز میوه درختی که در وسط باغ است.
" خدا امر فرموده که از میوه آن درخت نخوریم و حتی آن را لمس نکنیم وگرنه می میریم " [پیدایش/3/3]
" مار گفت : مطمئن باش نخواهید مرد ، بلکه خدا خوب میداند زمانی که از میوه آن درخت بخورید ، چشمان شما باز میشود و مانند خدا میشوید و می توانید خوب را از بد تشخیص دهید. " [پیدایش/3/4و5]
" ان درخت در نظر زن ، زیبا آمد و با خود اندیشید : میوﮤ این درختِ دلپذیر ، میتواند خوش طعم باشد و به من دانایی ببخشد. پس از میوﮤ درخت چید و خورد و به شوهرش هم داد و او نیز خورد. آنگاه چشمان هر دو باز شد و از برهنگی خود آگاه شدند ؛ پس با برگها درخت انجیر پوششی برای خود درست کردند. " [پیدایش/3/6و7]
در عصر آن روز خدا از کار آدم و حوا آگاه میشود ، مار را تنبیه میکند و او را ملعون خطاب میکند، و برای تنبیه بین زن و مرد و نسل ایشان خصومت می گذارد و درد زایمان زن را افزایش میدهد و برای آنان لباسی از پوست حیوانات برای آنان تهیه میکند.
" سپس خداوند فرمود : حال که آدم مانند ما شده است و خوب و بد را می شناسد، نباید گذاشت از میوه درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند . " [آفرینش/3/23]
درنتیجه خدا آدم و حوا را از باغ عدن بیرون میکند و در سمت شرق باغ نگهبانانی را قرار میدهد تا از درخت حیات محافظت کنند.
چیزی را که به روشنی میتوان از این داستان برداشت کرد این نکته است که تنها موجودی که در این داستان دروغ میگوید خداست و در مقابل آن این مار است که حقیقت را میگوید و به گناه گفتن حقیقت مجازات می شود و خدا آدم و حوا را نیز که با راهنمایی مار دانا شده اند نه به جرم خوردن میوه درخت بلکه از بیم یافتن و استفاده از میوه ای دیگر از بهشت میراند .
شاید بتوان گفت در این داستان که در تمام ادیان سامی بر صحت آن تاکید شده است خدا وند نه تنها خود خواه و دروغگو معرفی شده بلکه دشمن دانایی نیز هست و دیگران را برای حفظ منافع خود مجازات میکند.
در حقیقت درک این نکته برای من کمی مشکل است که چرا مردمان چند هزار سال پیش چنین خدایی را می پرستیدند و شاید غیر ممکن باشد که درک کنم که امروز چرا او را می پرستند ، خدایی که تنها مزیت او بر دیگر شخصیتهای داستان نیرومند تر بودنش است. و جالب این است که اگر انسانی بجای استفاده از عقل خود فقط و فقط به فرامین همین خدا عمل کند امکان بازگشت به بهشت و دریافت پاداش را باز میابد. شاید این خدا هنوز در پی باز پس گرفتن ان میوه است و اگر آن را باز نگردانی و از آن استفاده کنی تو را در آتش بی پایان بسوزاند.
در انتها شاید بد نباشد به این نکته اشاره کنم که مار در حقیقت همان شیطان است ولی تا زمانی که یهودیان با ادیان ایرانی آشنا نشده بودند از مار به عنوان شخصیت بد داستانهایشان یاد میکردن و بعد از آشنایی ایشان با ادیان ایرانی چیزهایی به دین خود افزودند از جمله وجود موجودی با ماهیت شیطان و اینکه بعد از مرد پاداش نیکان ورود به بهشتی است که در آسمانها است و جهنمی که برای بد کاران ساخته شده است البته تفکرات بسیار دیگری نیز از این طریق ابتدا وارد دین یهودیان و از آنجا وارد دیگر ادیان سامی از جمله مسیحیت و اسلام شده است.
تا بعد |