امشب چشمم به این شعر افتاد که :
سنگ بدگوهر اگرکاسه زرین بشکست قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
حالا این شعر چه ربطی به نوشته های قبلی من داره ؟ تا حالا شده با یکی از آدمای مذهبی در مورد نقد اسلام و اینکه مثلا به نظر شما پر از گفته های دروغ و یا نادانی نویسنده این کتاب یـا باورهای خرافـی اون یا چیزهای مشابــه دیگه بحــث و گفوگوکردین ؟ دیدن که گاهی اوقات حتی اگه بتونند شاید شما رو بکــشــنــد !! اگر هم کاری از دستشون برنیاد دست آخر گوششون رو میگیرن تا حرفای شمارو نشنوند تا به گناه بیفتند و یا کارهائی از ایــــن دست انجام میدند . به نظر من اگر اسـلام در ذات چیز ارزشمنــدی باشــه نیــازی به مدافع نداره مگه جز اینه که میگن خدا و دین فطری هستند و ما به دنبال اونها میگردیم ؟ به نظر من دست کم دو حالت وجود داره : اول اینکه شاید من وآدمهائی که مثل من فکر میکنند روح ندارن و از ذات و فطرت در وجود اونها خبری نیست !!! دوم اینکه شاید اسلام به قدری از درون خالی و بی ارزش باشه که هر سنگ کوچک و بی اهمیتی برای اون خـــــطر نابودی رو همراه داره و مجبوره با ترور و اعدام از خودش دفاع کنه . تو چی فکر میکنی ؟ تا بعد |