گاهی اوقات که قرآن را میخوانم فکر می کنم که چرا مردم چیزهایی به این روشنی را درک نمیکنند . آیا نمیتوانند ببینند یا نمیخواهند ببینند ؟
برخی مواقع آیات این کتاب ظاهرا آسمانی چنان مخالف انسانیت و اصول آدم بودن است که تنها فکر در مورد کسانی که آنها پذیرفته اند این است که این افراد ابله هستند .
برای نمونه در ابتدای آیه 24 سوره النساء که مربوط به امور ازدواج است چنین آمده است:
والمحصنت من النساء الا ما ملکت ایمنکم کتب الله علیکم و احل لکم .....
یعنی : و نکاه زنان شوهر دار نیز برای شما حرام شد , مگر آن زنان (شوهر دار) که متصرف شده اید بر شماست که پیرو کتاب خدا باشید ...
در این آیه به روشنی اجازه تجاوز به زنان شوهر داری که برای نمونه در جنگ و یا هنگام راهزنی کاروان کفار اسیر شده اند داده شده است . مشخص است که نه محمد و نه خدای او نه تنها بویی از انسانیت نبرده اند بلکه خیال آموزش این رفتار وحشیانه به پیروان خود را هم دارند . بهتر است فراموش نکنیم که بر اساس همین دسته از آموزشها در طول جنگ اخیر ایران و عراق سربازان عراقی چنین رفتاری را با بسیاری از زنان اسیر ایرانی انجام دادند .
از این دسته رفتار غیر انسانی نه تنها در اسلام بلکه در دیگر ادیان سامی نیز به فراوانی یافت میشود . در حالی که زشتی اینگونه رفتارها حتی برای کسی که اقدام به انجام آن میکند نیز مشخص است .
حال پرسش اینجاست که چرا زمانی که نادرست بودن چیزی به سادگی قابل مشاهده است چرا دسته ای از مردم باز هم چشم خود را بر حقیقت میبندند ؟
آیا شکست خوردن در جنگ این اجازه را به طرف پیروز میدهد که هر رفتاری با ما خواست انجام دهد؟
چه اتفاقی برای روح و روان زنی که چنین رفتاری با وی انجام گرفته رخ میدهد ؟
چرا باز هم نمی اندیشند که در واقع چگونه ذهنی این افکار را ساخته است ؟
هر مسلمانی که به صحت این آیه و آیه هایی از این دست شک داره بد نیست حداقل برای تجربه هم که شده یک بار قرآن را بخواند !!!
تا بعد |